سيد محمد خاتمي كه امروز به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان، به دانشگاه تهران رفته بود، در اين جلسه ماجراي احضار وي به ساواك به دليل عضويت در انجمن اسلامي را براي دانشجويان بازگو كرد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، با وجود جمعيت فراوان شركتكننده در اين مراسم كه كل صندليها و فضاي تالار شهيد چمران و سالن شهيد رجببيگي دانشكده فني را پر كرده بودند، اين برنامه با آرامش و نظم كامل برگزار شد و برخلاف برخي پيشبينيها موجب درگيري و تنش نشد. حتي زماني كه عدهاي از دانشجويان حاضر شعار «مرگ بر ديكتاتور» سر دادند، عده بيشتري با شعارهاي بلند «درود بر خاتمي» آنها را تحتالشعاع قرار دادند.
بر اساس اين گزارش، انجمن اسلامي دانشگاه تهران با توجه به رفتارهاي قبلي صداوسيما در پوشش چنين مراسمهايي اجازه ورود دوربينهاي صداوسيما به اين مراسم را نداد.
شاهدان عيني جمعيت حاضران در اين برنامه را قريب 5000 تن برآورد كردهاند كه چند برابر تجمع غيرقانوني روز يكشنبه در همين دانشگاه است.

به گزارش ايسنا، حجتالاسلاموالمسلمين سيد محمد خاتمي كه به مناسبت 16 آذر در دانشكده فني دانشگاه تهران حاضر شده بود با بيان اينكه ابتدا لازم ميدانم سالروز شهادت امام بزرگوار حضرت جواد (ع) را به همهي شما و دوستداران حق و عدالت و آزادي تسليت بگويم، سخنان خود را آغاز كرد و اظهارداشت:« در بينش ما شيعيان، امام، معلم است، مربي است و مقتدا و آموزگار حقيقت و زيبايي و خير و پرورشدهندهي جان محسوب ميشود و بر اين اساس الگويي است كه بايد براساس او خود را ساخت.»
وي ادامه داد:« براين اساس اميدوارم خداوند همه ما را به منزلت اين بزرگواران آشنا كند تا بتوانيم پيروان خوبي براي آنها باشيم.»
وي همچنين در ادامه سخنانش با گرامي داشتن ياد همه شهدا به خصوص شهداي دانشگاهي و بالاخص شهداي 16 آذر از اين سه شهيد به عنوان سه اخگر سوزاني كه در شب استيلاي استبداد جان فسردهي ملت استعمار و استبدادزدهي ما را گرم كردند ياد كرد و اظهار داشت:« اين سه شهيد بر ديوار بلند ناكامي و يأس پنجرهاي به سوي اميد به آينده گشودند.»
خاتمي در ادامه اظهاراتش تصريح كرد:« همچنين اميدوار بودم در جمع ما و جامعه ما عزيزاني كه به جرم بيان و انديشه گرفتار شدهاند نيز حضور داشتند.»
وي اضافه كرد:« آنچه در جلسات عمومي و خصوصي گفتم و يكي از شعارهاي خوبي كه مطرح شد مسأله حقوق شهروندي بود. از نظر ضوابط خوب عمل شد و اميدوارم مسأله حقوق شهروندي در عمل نيز رعايت شود و در جهاني به سر ببريم كه هيچ انساني به جرم بيان و انديشه مجبور به پرداخت هزينه نشود.»
رييس جمهور سابق كشورمان در ادامه اظهاراتش با بيان اينكه «سخن خود را از واقعهاي كه مربوط به خود من است، شروع ميكنم» به مرور خاطراتش از دوران عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان پرداخت و گفت:« يك روز عصر زمستان سرد سال 1347 در كلاس درس تاريخ فلسفه نشسته بودم كه به خارج از كلاس احضار شدم و منشي رييس دانشگاه از قول رييس دانشگاه گفت كه شما به ساواك احضار شدهايد و بايد در فلان روز و فلان ساعت خود را در آن مكان معرفي كنيد.»
وي با مرور خاطراتش از لحظه ابلاغ اين احضار به وي و اخباري كه در ذهنش گذشت، گفت:« در آن زمان علاوه بر فعاليت در انجمن اسلامي با بسياري از دوستان يك سري فعاليتهاي مخفي و نيمه مخفي داشتيم اما من مطمئن بودم كه به خاطر آن فعاليتها احضار نشدهام چون آنها كه با من در اين فعاليتها همكاري ميكردند سمتهاي بالاتري داشتند و طبيعتا بايد ابتدا آنها احضار ميشدند ثانيا اگر براي آن فعاليتها احضار ميشد كار نبايد به صورت احضار انجام ميشد بلكه توقع ميرفت ما را بازداشت كنند.»
خاتمي ادامه داد:« بالاخره تصميم گرفتم در روز و ساعت مقرر در ساواك حاضر شوم. زماني كه من رفتم دو دانشجوي ديگر از پزشكي و دانشكده علوم كه عضو شوراي مركزي دانشگاه بودند نيز به ساواك احضار شده بودند. بعد از معطلي، معاون ساواك آمد و باب بحث را باز كرد. او محترمانه از وضع خطيري كه كشور دارد و تلاشي براي آباداني ميشود و حرف هميشگي كه دشمنان داخلي و خارجي خواهان پيشرفت نيستند سخن به ميان آورد و با اين مقدمه به اين نتيجه رسيد كه انجمن اسلامي دانشگاه بايد تعطيل شود.»
وي با بيان اينكه بعد از چند ساعت بحث در اين جلسه اعلام كرديم كه ما به خودي خود كاري نميكنيم و ساواك چنانچه ميخواهد اين انجمن تعطيل شود رأسا وارد عمل شود، گفت:« بعد از 4 ساعت بحث جدا شديم و تصميم گرفتيم جلسه انجمن را كه معمولا بعد از ظهرهاي جمعه بود طبق روال عادي برگزار كنيم، اطلاعيهها و دعوتنامه ارسال كرديم اما روز قبل از برگزاري جلسه از طرف دانشگاه اعلام شد حق استفاده از سالن و امكانات را نداريم كه پيرو آن نيز ما اطلاعيهاي داديم و با ذكر آنچه اتفاق افتاده بود عذرخواهي كرديم و گفتيم كه اين جلسه برگزار نميشود و با اين عمل انجمن دانشگاه اصفهان به عنوان يكي از آخرين انجمنهاي اسلامي تعطيل شد.»
وي در ادامه با طرح اين سوال كه آيا حركت تحولآفرين درجامعه تعطيل ميشود؟ اضافه كرد:« بعد از تعطيلي انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان شاهد بروز حركتهاي تندتر و خشنتري بوديم.»
وي با بيان اينكه جان تحولخواه جامعه به خصوص جوانان را نميتوان در استفاده در زمينه بيان اعتراضاتشان ممنوع كرد، ممنوع شدن جامعه از بيان حرفش به طور مسالمتآميز را زمينهساز روي آوردن آنها به حركتهاي خشونتآميز به جاي رفتارهاي منطقي دانست و گفت:« بر اين اساس ما شاهد بوديم در سال 1349 اولين حركتهاي چريكي ابتدا از سياهكل شروع شد و بعد گسترش يافت.»
وي با بيان اينكه در آن مقطع زماني بعد از ممنوعيت حركتها و اعتراضات آرام، شاهد حركتهاي قهرآميز و خونين بوديم، يادآور شد: « در آن مقطع حركتهايي را شاهد بوديم كه به صورت اسلامي و غيراسلامي در جامعه شكل گرفت و هزينههاي فراواني را براي جامعه و رژيم داشت.
وي با بيان اينكه هر دو سوي اين حركتها چپ بود، خاطرنشان كرد: « روند صحيح و سالم اين است كه عمل از تئوري برميآيد.»
وي اضافه كرد: « در آن موقع رژيم در اوج قدرت بود و از سازماندهي قدرتمند اطلاعاتي و ارتش تحت نظر آمريكا بهرهمند بود و تصور ميكرد كه در درون مشكل ندارد و در عرصه بينالمللي تحت حمايت قدرتهاي جهاني است لذا با روشهاي خشن ميتواند راهش را ادامه دهد و جلوي تحولخواهي جامعه را بگيرد.»
وي اضافه كرد:« رژيم ميدانست كه جامعه و جوانان فرهيخته نياز به تحرك و ابراز وجود دارند لذا به فكر فعاليتهاي ساختگي افتادند و انجمن جوانان شير و خورشيد، جامعه دانشگاهي، طرفدار سازمان ملل و احزاب ايران نوين و رستاخيز را ايجاد كردند اما نتيجه كار نفرت جامعه دانشگاهي از اين جريانات و محدود شدن كساني بود كه وابسته به اين جريانات به حساب ميآمدند.»
سيد محمد خاتمي در ادامه سخنان خود در دانشكده فني دانشگاه تهران گفت:« آنچه رخ داد ناشي از عدم درك تحول خواهي به خصوص در جامعه فرهيختگان، جوانان، دانشگاهيان و تلاش براي حفظ وضع موجود بود و همين امر يعني بسته كردن فضا و نوميد كردن جامعه، رمز و راز موفقيت و جذابيت حركتهاي چپ در جهان سوم بوده و هست و متاسفانه حركتها همواره در جهان سوم تند و خشن بوده است به گونهاي كه معادلهاي در جامعه شناسي جديد به وجود آمده كه انقلاب مساوي است با خشونت اما معتقدم انقلاب اسلامي اين معادله را بر هم زد و نشان داد كه ميتوان انقلاب كرد اما بدون خشونت.»
وي ادامه داد:« نكته سوم نقش ممتاز در حركت تحول خواهانه است و اينكه دانشگاه همواره كانون تغذيه حركتهاي اجتماعي بوده است، جريانات مختلف اجتماعي چه چپ و چه راست عمده نيروهايشان از نيروهاي جوان دانشگاهي منشا ميگرفت و چنانچه نيروبخش انقلاب ما نيز چه در زمان براندازي حكومت پهلوي و چه در تاسيس انقلاب دانشجويان و جوانان بودند. در جنگ تحميلي نيز كساني كه موجب سرافرازي جمهوري اسلامي شدند نسل جوان و به خصوص دانشجويان بودند كه نقش ممتازي داشتند و دانشگاه در ايجاد، ادامه و تقويت حركت تحول خواهانه همواره موثر بوده است.»
رييس جمهور سابق كشورمان هم چنين گفت:« نكته چهارم اينكه دانشگاه سدشكن، فروريزنده ديوار ترس و هراس در جوامع استبداد زده است. نمونه آن سه ستاره درخشاني بودند كه در ١٦ آذر ١٣٣٢ پس از استيلاي فضاي كودتا، ترس، خفقان، كشتار، دستگيري و شكنجه كه بر جامعه ما حاكم شده بود درخشيدند.امروز نيز دانشگاه زنده است و علي رغم همه موانع زنده است. امروز نبض زندگي اجتماعي در دانشگاه ميتپد هر چند گاهي تند ميتپد و به قلب جامعه فشار ميآورد اما اين نشانه زندگي است.»
خاتمي با بيان اينكه بعضيها دانشگاه را سرد و مرده ميدانند اما اين محال است، ادامه داد:« بعضي ديگر ميكوشند پشت سر دانشگاه و وجاهت آن پنهان شوند تا هزينههاي سنگيني به دانشگاه وارد شود البته آن وضع ناگوار با انقلاب دگرگون شد. انقلاب ما انقلاب ديني در محتوا، شكل با رهبري حضرت امام (ره) بود، ديني كه انقلاب مطرح كرد به خواست تاريخي مردم پاسخ گو بود و ناظر بر تحول در جهت اين خواست و اين چنين دانشگاه همه را برگرفت.»
وي افزود: « سوال اين است آيا جنبشي به نام جنبش دانشجويي داريم يا نه؟ من نميخواهم به اين سوال پاسخ دهم. اما ميگويم هر جنبشي كه بخواهد وجود و تداوم داشته باشد بايد با جنبشهاي اجتماعي همسو باشد كه هميشه وجود دارد اما گاه تند و گاه كند و جنبش عبارت است از حركت از وضع موجود به وضع مطلوب. جنبش اجتماعي مردم ايران در ٥/١ قرن اخير چگونه بوده و از كدام وضع ميخواهد به كدام وضع برسد؟ معتقدم بزرگترين درد اجتماعي ما در دوره اخير سه درد است يكي استبداد، ديگري وابستگي و سوم عقب ماندگي و حاصل آن محروميت مادي، اقتصادي، فرهنگي و عقب ماندگي جامعه. احساس تحريم شدگي از جامعه است. ملت ما ١٥٠سال است كه ميخواهد از قيد استبداد، وابستگي، اسارت و عقب ماندگي رهايي يابد. جنبش، حركت از اين وضع موجود است به وضع مطلوب و عبارت است از استقلال، آزادي و پيشرفت.»
خاتمي در ادامه اظهاراتش با طرح اين سوال كه كدام انديشه ميتواند راهنماي جنبش دانشجويي و تقويتكننده و پيروزكننده آن باشد؟ گفت: انديشهاي كه با خواست تاريخي ملت ايران، آشنا و با هويت تاريخي ملت ايران همراه باشد، ميتواند راهنماي اين جنبش باشد.
وي با يادآوري اينكه جامعه ما هويت ديني دارد، اظهار داشت: اگر بخواهيم به آزادي، استقلال و پيشرفت برسيم اين حركت بايد مبتني بر دين باشد زيرا در غير اين صورت يا پديد نميآيد يا در صورت پديد آمدن ادامه نخواهد يافت.
خاتمي در ادامه سنتپرستان را مخالف ترقي و تحول معرفي كرد و ديني را كه آنها عرضه ميكنند را پاسخگوي نيازهاي جنبش دانشجويي ندانست.
وي در عينحال دينستيزان را نيز چون با هويت تاريخي مردم آشنا نيستند از برقراري ارتباط با جامعه محروم ارزيابي كرد و يادآور شد: هيچ جنبشي بدون ارتباط با متن جامعه به نتيجه نميرسد.
رييسجمهور سابق كشورمان، يكي از شگفتيهاي انقلاب اسلامي ايران را اين دانست كه دينستيزان و سنتپرستان هر دو در اين نقطه مشترك شدند كه دين و آزادي با هم سازگار نيستند.
خاتمي همچنين با اشاره به مطالب عنوانشده در جلسه كه به نام وي در كنار افرادي چون مصدق، طالقاني، بازرگان و . . . آورده شد، اظهار داشت: به عنوان يك روحاني كوچك كه نام من را در كنار نام اين فرهيختگان و شخصيتهاي بلند آورديد اعلام ميكنم، من فرد كوچكي از درياي عظيم ملت ايران هستم و به عنوان يك روحاني به دينداري خود افتخار ميكنم.
وي اضافه كرد: به عنوان يك انسان كوچك كه دلبسته اسلام و خواهان عزت اين ملت بزرگوارم ميگويم اگر بتوانيم آزادي را نهادينه و استقلال را دور از عوامزدگي پايدار كنيم و اگر بتوانيم پيشرفت مادي و معنوي براي همه افراد، اقوام و گروهها و صنوف فراهم آوريم از جمهوري اسلامي دفاع كردهايم.
خاتمي با بيان اينكه حركتي اصلاحي كه مورد خواست ملت ايران است و ميتواند تداوم يابد از اين اصول پيروي ميكند به بيان توصيههايي خطاب به جنبش دانشجويي پرداخت و با طرح اين سوال كه چرا بايد به قانون اساسي تكيه كنيم، اظهار داشت: در جهان كنوني نظام بدون قانون اساسي در جامعه ايجاد نميشود.
وي با يادآوري جايگاه قانون اساسي كه حقوق ملت و حدود قدرت را تعريف ميكند، به ويژگيهاي قانون اساسي كشورمان كه برخاسته از خواست ملت در زمينه آزادي، استقلال و پيشرفت است اشاره كرد و اصول مندرج در آن را تثبتكننده يك جامعه مردمسالار و دموكراتيك دانست.
خاتمي كه اصول قانون اساسي را در عين منطبق بودن با موازين شرعي تضمينكننده دموكراسي در جامعه ميدانست به برشمردن بخشهايي از اين قانون در زمينه تأمين حقوق برابر براي همه اقوام، تضمين آزادي بيان، آزادي تشكلها و اجتماعات و فعاليت، درمان درد تاريخي ملت در زمينه استعمار و استبدادزدگي پرداخت.
وي همچنين خاطرنشان كرد: البته اين قانون مطلق نيست. در اين قانون سازوكارهاي تغيير آن نيز پيشبيني شده كه در اينجا بايد خاطرنشان كنم كه اين قانون اساسي كشورمان ظرف يك بار مصرف هم نيست. جامعه هزينه بسيار سنگيني در انقلاب پرداخته كه صاحب نظامي مستقل شود و قانون اساسي نيز ناظر به اين مسأله است.
رييس جمهور سابق كشورمان در ادامه اظهاراتش به بازخواني اختلافاتش با كساني كه در دوران رياست جمهورياش سخن از عبور از قانون اساسي را به ميان آوردند پرداخت.
وي با تأكيد بر ديدگاههايش در زمينه جلوگيري از اينكه هركس بر اساس بينش خود به برداشت از قانون نپردازد، به تبيين ديدگاهش در زمينه مردمسالاري به عنوان يكي از نيازهاي زمان و گفتمان غيرقابل تغيير در شرق و غرب پرداخت و از نهادهاي اجتماعي و تشكلها به عنوان يكي از عواملي كه مردمسالاري را محقق ميكند نام برد.
خاتمي در ادامه خاطرنشان كرد: هركسي مخالف تشكل و حركتهاي سياسي شناسنامهدار و داراي انديشه كه در چارچوب قانون اساسي كار ميكنند است مخالف بديهي مردمسالاري محسوب ميشود حالا هر شعاري كه ميخواهد، بدهد.
رييسجمهور سابق كشورمان در ادامه با تاكيد بر عدالت، آن را كه به عنوان بزرگترين پيام و آموزش پيامبران خدا و بزرگترين اصلي دانست كه همه مصلحان آن را اعلام كردهاند و بايد آشكار باشد اظهار داشت: نبايد ظاهرپرست بود؛ عدالت را در عدالت اقتصادي خلاصه كردن كه متاسفانه ناشي از چپزدگي همه ماست و نيز اينكه عدالت اقتصادي را در اقتصاد صدقهاي، خلاصه كردن تخريب معناي عدالت است. چنين عدالتي است كه انبان ملت را كه بايد صرف قدرتمند و ثروتمند شدن و آنگاه توزيع عادلانه ثروت شود را خالي كرده و فقر را توزيع ميكند و طبيعي است كه همه مردم حق دارند از زندگي اقتصادي مطمئن و غير محروم برخوردار باشند.
وي تاكيد كرد: بايد شعار عدالت اقتصادي بدهيم و خواستار رفع محروميت و تبعيض باشيم اما حق مهمتر حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش است. دفاع از حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش در كنار عدالت، اقتصاد يعني اصلاحاتي كه مردم ميخواهند. اين ملت، ملت بزرگي است و نبايد در دنيا خوار و عقب مانده باشد، اعتلاي جايگاه ايران فرصتي براي رفع تبعيضهاست.
خاتمي در ادامه بر لزوم توجه به خلا دنياي مدرن يعني معنويت كه ميتوانيم برخورداري مادي را در كنار آن داشته باشيم تاكيد كرد.
وي در پايان سخنراني خود با بيان اين كه اگر جنبش دانشجويي، همراه با خواست جامعه ايران و متناسب با هويت تاريخي او در جهت قانون اساسي باشد، جنبشي پايدار است تصريح كرد: در همه حال حيات جنبش دانشجويي به نقد است و نقد است و نقد است اما اين نقد برپايه تفكر ، حس مسووليت شناسي و پايبندي به مصالح ملي و تماميت ارضي كشور است.
خاتمي در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان در دانشگاه تهران افزود: «من معتقدم اگر بخواهيم از عدالت صدقهاي عبور كنيم، بايد به صورت سازمان نهادي، امنيت و جامعه را به لحاظ امكانات بهداشتي، معيشتي، مادي و آموزشي تامين كنيم؛ وگرنه اين مساله پيش ميآيد كه به آن اشاره كردم.»
وي همچنين يكي از مهمترين اقدامات انجامشده را تاسيس حساب ذخيره ارزي در دولت خود خواند و گفت: «در اين مدت حدود 10 ميليارد دلار و حدود چهار ميليارد دلار از پول نفت در اختيار بخش خصوصي قرار گرفت؛ در حالي كه از اول انقلاب همواره به مراتب كمتر از چهار ميليارد دلار بخش خصوصي استفاده كرده بود.»
خاتمي افزود: «ما براي نقاط محروم كشور از جمله خط لوله از جنوب به شمال و تعداد زيادي از پالايشگاههاي پتروشيمي سرمايهگذاري كرديم كه خوشبختانه شهرهايي مانند ايلام، سنندج و اروميه يعني محرومترين نقاط كشور امروز صاحب تشكيلات اقتصادي هستند و خود ميتوانند مشكلات را حل كنند.»
رييسجمهور سابق كشورمان، همچنين در پاسخ به پرسشي درباره وضعيت سياست خارجي كشور در دولت اصلاحات، گفت: «معتقدم در سياست خارجي بدون آن كه يك ذره از منافع ملي عبور كنيم، حرمت ايران را بالا برديم، اما بسياري از كمبودها را نيز داشتيم كه بخشي از آن اين بود كه نتوانستيم در برخي موارد درست تشخيص بدهيم و اجرا كنيم و بخش ديگر نيز به دليل موانعي بود كه پيش روي ما وجود داشت، ولي در عين حال كه معتقدم گذشته را بايد نقد كرد، بر اين اعتقاد نيز هستم كه نفي آن بزرگترين خيانت به اين ملت است.»
وي ادامه داد: «اميدوارم دولت فعلي و دولتهاي آينده در زمينه اقتدار، عزت و پيشرفت كشور گام بردارند.»
خاتمي همچنين در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه چه پيامي براي دانشجويان زخمخورده و رنجديدهاي دارد كه به فعاليت سياسي در دانشگاه علاقهمند هستند اما در فضايي كه بسته خوانده شد حضور دارند؟ گفت: «امكانات من در اين حد است كه فقط حرف بزنم. من به هيچ وجه برخي رفتارها را نميپسندم.»
در اين زمان يكي از حضار گفت « شما در آن هشت سال ثابت كرديد علاقهاي به اين گونه رفتارها نداريد» اين سخنان با عكسالعمل برخي در جمع مواجه شد. خاتمي دانشجويان را به سكوت دعوت كرد و گفت: «اين دانشجو حرف خوبي زد. باز خدا رحم كرد كه توانست حرفش را بزند. خيليها حتي تاب شنيدن حرف زدن را هم ندارند، پس در برابر عمل چه ميكنند؟».
وي با اشاره به اعمال سياست تنشزدايي در دولتش گفت: در آن زمان گروههاي خاصي كه از حرف زدن ميترسند به نام اسلام، توريستهاي آمريكايي را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ يعني براي ناامن نشان دادن جامعه. بله حرف زدهايم و شايد نتوانستهايم خيلي از آنها را عملي كنيم. از مردم عذرخواهي ميكنم اما بايد اول حرف زد و آن را در جامعه جا انداخت و كاري كرد كه آن حرفها عملي شود.»
خاتمي ادامه داد: «اما در مورد دانشجويان زنداني همواره گفتهام و باز هم ميگويم كه اين گونه برخوردها را با دانشجويان به نفع نظام و جامعه نميبينم. نبايد عقيده و بيان و حركت در چارچوب بيان عقيده، هزينه داشته باشد. اين شرط اول دموكراسي است.»
وي همچنين با اشاره به يكي از دستورهاي رييس قوه قضاييه در اين باره گفت: «يكي از كارهاي خوب كه الحمدالله توسط آقاي هاشمي شاهرودي انجام شد و در همان زمان در مجلس ششم نيز به تصويب رسيد، اگر رعايت ميشد و بشود، وضع ما بهتر از اين ميشد.»
خاتمي ادامه داد: «اميدوارم هم اين دانشجويان آزاد شوند و هم روزي برسد كه هيچ گرفتاري براي بيان انديشه وجود نداشته باشد، از اين رو ميگويم كسي نبايد براي بيان انديشه دستگير شود، اگر هم شد چون ما كه نميدانيم، اگر مجرم بود، بايد طبق موازين قانوني با وي برخورد شود و هيچ كس حق بياحترامي و فشارآوردن نابجا به او را ندارد. بايد پس از 24 ساعت يا 48 ساعت تفهيم اتهام و آزاد شود و طبق ضوابط قانوني با او برخورد شود. اگر نشود بايد از كساني كه اين كارها را ميكنند بازخواست كرد.»
خاتمي گفت: «ما بايد هوشيار باشيم و منافع و امنيت نظام را در نظر داشته باشيم و انشاءالله همه با هم بتوانيم به اعتلاي بيشتر جامعه كمك كنيم.»
به گزارش ايسنا، در ادامه يكي از دانشجويان دختر حاضر در جمع گفت: «ما دختراني كه حجاب داريم و چادر سرمان ميكنيم مورد بياحترامي قرار ميگيريم و امنيت نداريم.»
خاتمي گفت: «رعايت موازين ديني اصل است و هر كس به آن اهانت كند محكوم است. ما مخلص شما خانمهاي محجبه و چادري هستيم.»
رييسجمهور سابق كشورمان، به پرسش ديگري درباره وضعيت بينالمللي كشور گفت: «به هر حال من معتقدم وضعيت ما خيلي خوب نيست؛ اما اين امر به اين معنا نيست كه ما بايد از ارزشهايمان دست برداريم. خواهران و برادران! بسياري از دستاوردهاي هستهاي حاصل تلاش دولت قبل است. دولت فعلي هم البته تلاشهايي ميكند اما ما تلاشمان اين بود كه به شوراي امنيت نرويم نه اين كه از حقمان بگذريم.»
خاتمي ادامه داد: «در سال 82 اولين دفعه در قطعنامهي شوراي حكام علاوه بر اصل NPT كه استفاده از تكنولوژي صلحآميز هستهاي را حق هر كشوري ميداند، آمد كه ايران حق استفاده از تكنولوژي صلحآميز هستهاي را ندارد؛ البته خوشبختانه هنوز اين حق را از ما نگرفتهاند، بنابراين اين جور نيست كه در سالهاي قبل از حق ايران گذشته ميشد و امروز دفاع ميشود. ما حتي يك گام هم عقب ننشستيم و در هر دو دوره چه اين دوره و چه دوره گذشته از اين حق استفاده ميشد.»
وي افزود: «ما نبايد دنيا را تحريم كنيم، بايد بايستيم، نبايد از تهديد استقبال كنيم. در عين حال نبايد بگذاريم حرمتها از دست برود. حتما اين دولت هم اين كار را ميكند و ما از هيچ يك از حقوق ملت دست برنداشته و نميداريم.»
رييسجمهور سابق كشورمان، همچنين در پاسخ به پرسشي درباره پرونده موسويان و اين كه آيا برخي اظهارنظرها دخالت در قوه قضاييه هست يا نه؟ گفت: «البته هر كسي در اظهارنظر آزاد است و من نميخواهم وارد اين مقوله شوم؛ اما آقاي موسويان يكي از ديپلماتهاي جدي و تلاشگر جامعه ماست و بسيار متاسفم كه قبل از هر دادگاهي ايشان را محاكمه كردند.»
در اين لحظه يكي از دانشجويان درباره سيروس ناصري نيز پرسيد كه خاتمي گفت: «ايشان نيز يكي ديگر از ديپلماتهاي خوب كشورمان بودند. اگر مسئله به دادن آدرس خيانتكاران باشد كه آدرس آنها را بدهيم، داريم، اما به شما نميدهيم.»
وي ادامه داد: «من بداخلاقي را كه به نام اسلام و انقلاب ميشود نميپذيرم و اينجور متهم كردن و آبرو بردن را قبول ندارم. به نظر من بازجو و بازپرس آقاي موسويان نظرش درست است و ما بايد بگذاريم مراحل قانوني خود را طي كند. آقاي ظريف، آقاي ناصري و آقاي موسويان از كساني بودند كه براي كشور تلاش كردند و من نه ادعا ميكنم كه همه برنامههاي ما بيعيب بوده و نه اين كه ميگويم امروز عيب دارد. بگذاريم مصلحت نظام تامين شود.»
خاتمي در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه آيا زير پا گذاشتن بايدها و نبايدهاي ديني به نظر شما كه در مقام روحانيت هستيد جزء اصلاحات است، گفت: «ابدا. اين اصلاحاتي كه من ميگويم آن چيزي است كه حضرت امام (ره) نيز بيان كردند. هر كس بايدها و نبايدهاي ديني را زير پا بگذارد از اسلام جداست؛ اما چه كسي ميتواند تشخيص دهد و رسالت دولتها چيست؟ دولتها بايد تامينكننده آزادي، عدالت و پيشرفت مردم باشند و اين بهترين خدمت به اسلام است.»
رييسجمهور سابق كشورمان، همچنين در پاسخ به پرسشي درباره تفسيرهاي مختلف از اصول قانون اساسي، گفت: «هر كس آزاد است از قانون اساسي برداشت خود را داشته باشد اما برداشت برخلاف ساير اصول و روح قانون اساسي حتي اگر از سوي شوراي نگهبان باشد، پذيرفته شده نيست. حتي در برخي موارد دوستان تفاسيري دارند كه با روح قانون اساسي مطابقت ندارد؛ اما به هر حال بايد از نظر شوراي نگهبان تبعيت كنيم و انشاءالله با كارهايي كه انجام ميشود شاهد تفاسيري نخواهيم بود كه مطابق روح قانون اساسي نباشد.»
وي در پايان در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه با توجه به روز دانشجو نظرتان راجع به تغييراتي كه در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اعمال شده و تغيير مديريتهاي پياپي اين رسانه چيست گفت: «من پيام خود را به ايسنا دادم. ايسنا از افتخارات جمهوري اسلامي و دانشجويان است و توانست با رعايت مصلحت نظام به عنوان يك رسانه مستقل و آزادانديش عمل كند و يكي از كارهاي بزرگي كه خدا را شكر ميكنم شما دانشجويان در دوره من انجام داديد، تاسيس ايسنا بود. ايسنا بايد مستقل و آزاد باشد و تحت تاثير جريانهاي مختلف نباشد. تغيير مدير اشكالي ندارد اگر در جهت بهبود، آزادي و استقلال بيشتر اين جريان باشد؛ اما اگر در اين جهت نباشد اصلا خوب نيست. فقط ميگويم آقايان فاتح، نادعليزاده و حسنزاده از افراد قابل احترام كشور ما بوده و هستند.
به نقل ازتابناک